خرید بک لینک
شب که رسیدم خونه ، ناخودآگاه دلم برا مامانم تنگ شده. با اینکه 3 روز پیش دیده بودمش ولی انگار یک ساله که ندیدمش سریع زنگ زدم خونه: + سلام مامانم هستید ، جایی نمیرید؟ * آره پسرم، بیا قدمت روی چشم. هدفونو زدم و آل استار پیاده روی طولانی مدت رو پام کردم و زدم به دل خیابون. من لویزون بودم و اونا اقدسیه ن

برچسب: نویسنده: بهنام قنبری تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 21:51

مردی به خیلی چیزاست، حمایت و پشتیبانی و محکم بودن تو دوران و گردش فصول، تکیه گاه بودن مطمین و ...

ولی مردی که سر قولش نمومه (با همه ی تفاسیر بالا) بهش مرد نمیگن

کسی که تو قولش با خدا همه نمونه نامرده...

این بنده ضعیف بدون تو هیچه، پس خودت کمکش کن...

برچسب: نویسنده: بهنام قنبری تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 21:51

صفحه بندی